حلول ماه پر فضيلت رمضان، ماه نزول قرآن، رحمت واسعه رضوان و غفران، تزكيه و تهذيب انسان مبارک باد.

 پیامبر اکرم (ص)

درهای آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود وتا آخرین شب این ماه بسته نمی شود.  

 
  متن / HTML 

معرفی خمینی شهر


وجه تسميه : شهرستان خميني شهر كنوني در ادوار گذشته بخشي از بلوك ماربين از توابع اصفهان محسوب مي شده كه اين قسمتها داراي اب كافي و خاك حصلخيز بوده است در ابتدا شامل سه روستا يا سه ده به نامهاي پريشان يا فروشان يا پروشان ، خوزان يا خيزا ن ، ورنوسفادران يا بن اصفهان ، به همين علت به سده شهرت يافت . هريك از از روستاهاي تشكيل دهنده سده ، خود بعلت خاصي نام گرفته است ، پريشان ، در كتاب نصف جهان ، في تعريف الاصفهان ذكر شده كه : فريشان را معرف پريشان و پريشان خود مخفف پريوشان است كه از نام زني به اسم پريوش كه در زمان قديم بناي اين قريه را نهاده و به مش منسوب گشته است و خوزان از واژه خوزوان كه نشانه كثرت و جمع مي باشد درست شده است و خوز درسنگ نوشته هاي شاهنشاهان هخامنشي بصورت xuvata (uvaja )< nEk و به قوم عيلاميان و سرزمين آنها گفته مي شد كه در منطقه كوهستاني بين النهرين تا فلات ايران گسترده شده است . ضمناً در محله خوزان واقع در شهرستان ، كهندژ قرار دارد كه وصف آن چنين آمده است : در محله خوزان واقع در همايونشهر قلعه دفاعي مهمي به نام كهندژ وجود داشته كه خرابه هاي آن در محله مزبور موجود است ، يكي از نويسندگان عقيده دارد كه كهن دژ پايتخت سلاطين كياني و ساساني بوده است . ورنوسفادران يا بن اصفهان نيز به دوران ملكشاه سلجوقي باز مي گردد .
چگونگي پيدايش
با استفاده از نوشته هاي مختلف مي توان به قدمت شهرستان خميني شهر پي برد . با توجه به آثار باقي مانده ، حداقل سابقه تاريخي اين شهرستان به 2500 سال قبل باز مي گردد . البته سوابق هر قسمت از شهرستان به زماني خاص مربوط مي شود .
به مواردي از سوابق ذكر شده اشاره مي شود ، مثلاً وجود كهن دژ در محله خوزان ( قهندژ ) و وجود آتشكده در كوه آتشگاه كه در كنار زاينده رود واقع شده ، وجود قبرستان زاغ آباد با سنگ قبرهاي عريض، همچنين پيروز شاهي و مسجد جامع ، همه نشانه قدمت شهرستان است .
كتابهاي دايره المعارف سرزمين و مردم ايران از عبدالحسين سعيديان و نصف جهان في تعريف الاصفهان از محمد مهدي بن محمد رضا الاصفهاني ، جغرافياي اصفهان از دكتر سيروس شفقي از قدمت شهرستان ذكر كرده اند . در كتاب نصف جهان في تعريف الاصفهان بلوك ماربين كه داراي آب و هواي خوب است معرفي شده و از دهات آن هرستان ، اندوان و سه ده نامبرده شده است . خوزان ، ورنوسفادران و فريشان ( پريشان ) سه ده اصلي را تشكيل داده اند با مردماني تنومند و شجاع و با تعصب و داراي تنباكوي خوب و موقعيتي مناسب ، عواملي از قبيل حاصلخيزي خاك ، وجود آب و تنوع اقليم ، وجود زاينده رود باعث تمركز جمعيت و توسعه منطقه بوده است . آدريان نام كهني است كه ريشه «آدر » به معني آتش برگرفته شده است . آدر در اوستا بصورت atur و ater و در پارسي باستان atar آمده است . اين نام تركيبي از آذر و نشانه فراواني و جمع «آن » ، آدر همان آتش و نموداري از فروغ خداوندگار شمرده مي شد .
خوزان كه نام يكي از آبادي سه ده ( همايونشهر ) است
خوزان نيز از واژه «خوز » و « ان » نشانه كثرت و جمع كثرت تشكيل شده است . «خوز» در سنگ نوشته هاي شاهنشاهان هخامنشي بصورت xuvaja (uvaja )< II-Ek آمده و به عيلاميان و سرزمين آنها گفته مي شد كه در منطقه كوهستاني ، از بين النهرين تا فلات ايران گسترده است . (1) دكتر سيروس شفقي در كتاب خود بنام « جغرافياي اصفهان ، معتقد است كه مقارن كوچ عده اي از ساكنان منطقه اصفهان در نيمه دوم هزاره چهارم ، قبل از ميلاد مسيح ، آباديهاي كوچكي در محل فعلي شهر اصفهان و سرتاسر زاينده رود وجود داشته كه با آمدن عده اي از شمال به فلات مركزي برجمعيت آنها افزوده شد و دهات جديدي به وجود آمده است ، براين اساس مي توان قدمت اولين كانونهاي جمعيتي اين خطه را به دوران قبل از اسلام مربوط دانست و درروايات ديگر نيز امده حمله اسكندر به سه دژ ، گاردژ ، كهندژ و ديميردژ كه در اين منطقه واقع شده بودند باعث ويران شدن آنها بدست اسكندر مقدوني گرديده و اين منطقه تا دوران پادشاهي ساسانيان ( 224 ميلادي ) يعني تا 6 قرن بعد بصورت بياباني بي آب و علف باقي ماند . تا آنجا كه پيروز شاه ساساني به سلطنت رسيد و به دژ آمد و بنا به خواسته او بارديگر اين محل آباد شد ، وي دستور حفر قناتي داد كه بنام خودش به قنات « پيروز شاهي » معروف گرديد ، و به دستور پيروز شاه مردم متفرق شده ، گردهم آمدند و زمينهاي ده خوزان و پروشان بين مردم تقسيم شد .
با اغاز دوره اسلامي و گسترش قدرت و نفوذ اسلامي ، اين منطقه نيز تحت تأثير قرار گرفته و تغييرات كلي در فرهنگ ، سنن و روابط اجتماعي ان ايجاد گرديد .
«
ابن حوقل » ، در سفرنامه خود كه در قرن چهارم هجري نگاشته است ، مي نويسد : نزديك اصفهان ، در مغرب آن ، ده « ماربانان » واقع است كه باغهايي پهناور و به مساحت يك فرسخ از راست و چپ دارد و گويند خراج آن صد هزار درهم است و از همين ده است كه جمد و ثلج فراوان بدست مي آيد و ميوه نيز فراوان است .
به هنگام حاكميت سلجوقيان ورنوسفادران توسط ملكشاه سلجوقي نامگذاري شد كه نام اجداد قوم « ورنوسي » ( گارد سلطنتي ملكشاه ) بوده است . در زمان فتح اصفهان توسط قوم مغول ، اين منطقه مغلوب مغولان شد ، ولي در زمان حمله افغانها ، اهالي اين منطقه تا حد توان مقاومت نمودند ، چنانكه سركيس گاننتز در كتاب « سقوط اصفهان » مي نويسد ، افغانان نتوانستند دهكده هاي خيزون (خوزان ) و بن اصفهان ( ورنوسفادران ) را تصرف كنند ، چون ساكنان اين دو دهكده سخت با آنان به مخالفت برخاستند با اين همه چون در يافتند كه ديگر راهي براي نجات و آزادي نيست خود به نزد افغانان رفتند و به حكومت ايشان گردن نهادند .
پس از صفوي چون محل پايتخت كشور از اصفهان به مشهد و نقاط ديگر انتقال يافت تغييرات نزولي شهر اصفهان و همپاي اين شهر ، ركود اقتصادي شهرستان خميني شهر نيز شروع شد بالاخره اولين خيابان در سال 1318 در شهر احداث شد .
وجود امكانات طبيعي در محدوده شهرستان ، در ادامه حيات اقتصادي و اجتماعي شهر نقش زيادي داشت و توسعه صنايع و استقرار كارگاه ها و كارخانجات در اين شهرستان نيز موثر بوده و از طرفي گسترش شهرنشيني از آخر دوره قاجاريه در كشور و كاهش روستانشيني ، در اين منطقه نيز اثر نهاد و شهرها گسترش يافت ، وجود فاصله نزديك شهرستان خميني شهر با شهر اصفهان كه مركز استان نيز هست و محل عمده آموزشهاي تخصصي و دانشگاهي است باعث شده علي رغم كاهش امكانات رفاهي باز هم افزايش جمعيت داشته باشد .
وجه تسمیه خمینی شهر
چند احتمال برای تسمیه سده ( خمینی شهر ) وجود دارد که به ترتیب قابل قبول بودن به یک یک آنها خواهیم پرداخت :
1-
اتصال سه ده فروشان ، ورنوسفادران و خوزان و تشکیل سده
نظیر سده آبادیهای بسیار وجود داشته اند که از تجمیع چند آبادی با روستا بوجود آمده اند و همان نام برای آنها برگزیده شده است نظیر : پنجده در محال خراسان قدیم که به همین نام در کتب جغرافیا و تاریخ باقی مانده است و یا نکوچ ( 9 کوچ ) که مرکز دهستان مهبان بخش مرکزی شهرستان نیک شهر استان یسیستان و بلوچستان است و از 9 آبادی ( متسنک ، ماهبان ، اورنگ ، دشتان در ، نوکایی کل ، روک ، گوری ) تشکیل شده است که بهم پیوسته اند و آبادی بزرگی را بوجود آورده اند .
2-
بعضی نویسندگان عقیده دارند این شهر محل برگزاری جشن باستانی سده (sade) بوده است . دلیل آن را نیز نزدیکی آتشگاه به این شهر می دانند .
سده یا سذگ جشن مخصوص آتش است که در روز صدم زمستان برگزار می شود ( ..........از اول فروردین تا آخر مهر ، یعنی 7 ماه ازسال را زمستان و 5 ماه باقی را تابستان می دانسته اند ............) . بنا بر روایت بیرونی ، احتمالاً مردم شهر مهرین ( ماربین ) در شب سذگ به اطراف شهر رفته ، دود بر می انگیختند تا دفع مضرات کنند . لذا احتمال دارد به این دلیل ، این منطقه بعد ها سده نامیده شده باشد .
محل آن اصفهان بیان شده است . با استناد به همین به ۀن سده می گفته اند .
3-
در سده سه دژ به نامهای کهندژ ، گاردمیر و دژیمیر وجود داشته است که در حال حاضر تنها خاطره ای از آنها باقی مانده است به این ترتیب که محله ای در خوزان به نام کهندژ نامیده می شود ، گاردر محله ای در ورنوسفادران می باشد و همچنین یک مادی به همین نام نیز وجود دارد که جوی گاردر نامیده می شود . گاردر می تواند تغییر گاردیمیژ باشد .
4-
علاوه بر دو وجه تسمیه ای که گفتیم برخی نیز ریشه¬ی نام سده را در سه دژ می دانند( سه دژ بنامهای گاردر ، کهندژ و دزیمیر که در هر یک از آنها یکی از قهرمانان کیانی زندگی می کرده است ) و معتقدند واژه¬ی «سدژ « بمرور زمان به « سده » تغییر پیدا کرده است .


Module Border Module Border
 
چهارشنبه 17 شهریور ماه 1389
  متن / HTML 


Module Border Module Border
Ariana Informatics Group